السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1310
تعليقات نقض ( فارسى )
نظر كرده است : « شايد مقصود همان جاى باشد كه ياقوت او را « مصلحكان » با نون اخير مينويسد و آن محلّهء بوده است در رى و اللّه أعلم » . و نيز گفته ( ص 377 ) : « و عراقيان بملك الايوه پيوستند و در حضرت او بنشستند و راى زدند تا امير حاجب كبير شمس الدين محمّد بن محمود گنجهء و چند كس از اعيان بزرگان عراق در خدمت وى بدار الخلافه رفتند و از آنجا با مؤيّد الدين وزير عهد رفت و با پنج هزار عنان بدار الملك همدان آمدند و عراق بقيّتى كه مانده بود بغارتيدند و اسباب بساختند از نو و بدر رى رفتند يونس خان در مقابله نيامد بدر گرگان رفت و حال بر پدر عرض داد عراقيان با مؤيّد الدين نيز نساختند و بر وى عصيان كردند و به شهر رى در حصار شدند و جنگ مىبود روافضه عليهم اللعنة و عزّ الدين نقيب كه سرو سالار رافضيان بود محلّهاى ايشان را دروازها بگشود و لشكر بغداد در رى رفتند و بيشتر لشكريان را بكشتند و غريب و شهرى را بغارتيدند و آن بىرحمى در بلاد اسلام كس نكرده بود كه بر خون و مال مسلمانان هيچ ابقا نكنند » . نگارنده گويد : كسى كه اندك مايهاى از انصاف و وجدان داشته باشد تا چه رسد بدين و ايمان ؛ دروغ بودن اين قبيل نسبتها را به خوبى خواهد دريافت از اين روى خوض در جواب آنها نمىكنيم مخصوصا با توجّه باينكه شيخ عبد الجليل ( ره ) جواب كلمات صاحب بعض فضايح الروافض را چنان كه شايد و بايد داده است و مقصود ما از نقل كلام راوندى آنست كه خوانندگان بدانند كه مخالفان بىانصاف ما پيوسته اين قبيل نسبتها را بما شيعيان دادهاند خدا جزاىشان را چنان كه عدل او مقتضى است بدهاد و كيفرى را كه عمل زشت ايشان مقتضى است دربارهء ايشان عملى فرمايد . امّا حديث مورد بحث بين صاحب بعض فضايح الروافض و بعض مثالب النواصب ؛ اشاره به آنست كلمات ذيل : قاضى شوشترى ( ره ) در مجالس المؤمنين در مجلس ششم در ترجمهء شيخ كمال الدين خوارزمى ضمن مطلبى از او نقل كرده ( ص 167 ج 2 چاپ اسلاميّه ) :